هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
56
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
السلطان هم [ در ] فرنگستان است . رفته است كارلسباد ، « 1 » آب بخورد . اينجا نيست . هوا در اين تابستان بهطورى سرد است كه به جز لباس زمستانى ، چيز ديگر نمىشود پوشيد ، و اغلب روزها [ باران ] مىبارد و بهطورى سرد مىشود كه كالوريفرها « 2 » را آتش كردهاند . اگر اتفاقا او را آتش نكنند ، بايد بخارى سوزاند . در ماه « سپتامبر » كه ماه « سنبله » « 3 » است ، پنجرهها را بسته و هرروز آتش مىكنند . در ماه « اوت » هم همينطور سرد بود . از بس بارندگى « 4 » و هواى تاريك و باد سرد اذيت مىكند ، ممكن نيست از اتاق بيرون رفت . نزديك است ديوانه بشوم . خيلى اين روزها بد مىگذرد . و الا حضرت « آقا » در منترو هستند . خيال داريم [ كه ] اواخر « سپتامبر » برويم [ به ] پاريس . خانواده [ اى ] كه با ما آشنا شدهاند ، يك شب رفتند و در اينجا به سيرك ، كه گردش مىكند ، مثل آنكه در سنژرمن پاريس ديديم . يحيى و تقى را [ هم ] وعده گرفتند . تعريف مىكردند [ كه ] خوب است . يك روز پنجشنبه كه ماتينه « 5 » مىدهند ، من با دخترك كلفت رفتيم . در جاى وسيعى چادرش را برپا كرده بود . اين ، آن سيرك سنژرمن نيست ، ولى از آن قبيل است . بليت گرفته ، داخل شديم . از حيوان درنده فقط « شير » داشت . مابقى « فيل » و « اسب » و « فك » - كه سگ آبى است - بودند . شيرها ، همان كارهاى سابق را كه در سنژرمن مىكرد ، مىكردند . فيل هم با
--> ( 1 ) . كارلسباد ( Carlsbad ) ، شهرى است در جمهورى چك ، كه امروزه به آن Karloy Vary مىگويند و در كنار رودخانه Ohre واقع شده است و ظاهرا بهمعناى Charles sbath مىباشد . در سال 1347 م . چارلز چهارم ، امپراتور روم ، آنرا بنا نهاده است . در سال 1997 م . 000 ، 55 نفر جمعيت داشته و به خاطر چشمههاى آب گرم از شهرت جهانى برخوردار است . ( 2 ) . كالوريفر ( Calorifere ) ، وسيله گرمازا . ( 3 ) . سنبله ( sonbole ) ، بهمعناى يك ( خوشه جو ، گندم و غيره ) ، ششمين ماه سال شمسى ( شهريور ) است و نام صورت فلكى كه در اين صورت ستارهء درخشان و بزرگ اسپيكا ( Spica ) از ستارگان مشخص آسمان جنوب است . ( فرهنگ فارسى معين ، 5 / 4401 ) . ( 4 ) . در اصل : بارندهكى ( 5 ) . ماتينه ( matinee ) ، سئانس بعد از ظهر در سينما و تئاتر و سيرك ( نمايش ) ، بهمعناى صبح هم آمده است .